واژه های درون قلبم را یک به یک مرور می کنم
عشق ، اشک ، انتظار ، بیقراری ، آرزوهای محال ، نگاه های عاشقانه و ...
اما باز هم یک واژه را کم دارم ،
آن واژه تو هستی
آری من باز هم تو را کم دارم، دوستت دارم
در عشق اگر عذاب دنيا بكشي
با اشك به ديده طرح دريا بكشي
تا غربت من هزار فرسنگ باقي است
تنها نشدي كه درد تنها بكشي